انتظار این که نیازهای فرد برای امنیت، ثبات، محبت، همدلی، در میان گذاشتن احساسات، پذیرش و احترام به شیوه ای قابل پیش بینی ارضاء نخواهد شد. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که بی عاطفه، سرد مضایقه گر، منزوی و تند خو، غیر قابل پیش بین یا بد رفتار هستند

برای دسترسی به فایل ورد WORD این مقاله ، بعد از پرداخت حق اشتراک فایل شماره 27 را دانلود کنید.

طرحواره های ناسازگار اولیه و حوزه های مرتبط با آنها

بریدگی و طرد انتظار این که نیازهای فرد برای امنیت، ثبات، محبت، همدلی، در میان گذاشتن احساسات، پذیرش و احترام به شیوه ای قابل پیش بینی ارضاء نخواهد شد. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که بی عاطفه، سرد مضایقه گر، منزوی و تند خو، غیر قابل پیش بین یا بد رفتار هستند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

1. رهاشدگی/بی ثباتی

بی ثباتی یا بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان، به طوری که فرد احساس می کند افراد مهم زندگی اش نمی توانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهندف زیرا این افراد از لحاظ هیجانی، بی ثبات، غیر قابل پیش بینی، اعتماد ناپذیر و نامنظم اند. فردی که چنین طرحواره ای در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا این که او را رها کنندو به فرد دیگری علاقمند شوند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

2. بی اعتمادی/بدرفتاری

انتظار این که دیگران به انسان ضربه می زنند، بدرفتارند، انسان را سرافکنده می کنند، دروغ می گویند و دغل کار و سودجو هستند. چنین انتظاری باعث می شود فرد وقایع پیرامون را به گونه ای خاص ادراک کند؛ آسیبی که به فرد .ارد نموده اند، عمدی بوده و یا اینکه در نتیجه بی مبالاتی و غفلت مفرط پدید آمده است. ممکن است فرد احساس کند همیشه یک نفر موجودی او را می دزدد و یا حق او را می خورد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

3. محرومیت هیجانی

انتظار اینکه تمایلات و نیازهای فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضاء نمی شوند. سه نوع محرومیت مهم وجود دارد که عبارتند از: الف) محرومیت از محبت: فقدان توجه، عطوفت، یا همراهی. ب) محرومیت از همدلی: درک نشدن، به حرف دل فرد گوش ندادن، عدم خود افشایی یا در میان نگذاشتن احساسات با دیگران. ج) محرومیت از حمایت: نداشتن منبع قدرت، جهت دهی یا راهنمایی نشدن از سوی دیگران.

4. نقص/شرم

احساس این که فرد در مهم ترین جنبه های شخصیت اش، انسانی ناقص، نامطلوب، بد حقیر و بی ارزش است یا این که در نظر افراد مهم زندگی اش، فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید. همچنین این طرحواره، حساسیت بیش از حد نسبت با انتقاد، طرد، سرزنش، کمرویی، مقایسه های نابجا، احساس ناامنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب و نقص های درونی را در بر می گیرد. این نقاط ضعف ممکن است شخصی (تکانه های خشم، تمایلات جنسی غیر قابل پذیرش، خودخواهی) یا عمومی باشند (ظاهر جسمی نامطلوب و مشکلات اجتماعی) (یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

5. انزوای اجتماعی/بیگانگی

احساس این که فرد از جهان کناره گیرری کرده و با دیگران متفاوت است یا این که به جامعه و گروه خاص تعلق خاطر ندارد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394). 2-3-6-2. خودگرادانی و عملکرد مختل انتظاراراتی که فرد از خود و محیط دارد با توانایی های محسوس او برای جدایی، بقا و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت آمیز کارها تداخل می کنند. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهند، گرفتارند، بیش از حد از کودک محافظت می کنند یا این که نتوانسته اند کودک را به انجام کارهای بیرون از خانواده تشویق کنند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

6. وابستگی/کفایت

اعتقاد به این که فرد نمی تواند مسئولیت های روزمره را (مثل مراقبت از دیگرانف حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عدهده تکلیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه دیگران در حد قابل قبولی انجام دهد. این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهر می شود(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

7. آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری

ترس افراطی از این که فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع ان وجود دارد و این که فرد نمی تواند از ان جلو گیری کند. ترس ها بر یک یا چند جنبه متمرکزند: الف) حوادث پزشکی مانند حمله های قلبی و ابتلا به ایدز، ب)وقلیع هیجانی مانند دیوانه شدن، ج)سوانح محیطی مانند گیر افتادن در اسانسور، قربانی جنایت شدن، سقوط هواپیما و زمین لرزه (یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

8. خود تحول نیافته /گرفتار ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی به قمیت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی.

غالبا اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری قادر به ادامه زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند. فردی که چنین طرحواره ایدارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگری ادغام شده و هویت جداگانه ای ندارد. این طرحواره اغلب به صورت احساس پوچی و سردرگمی، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت ساختار وجودی فرد بروز می کند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

9. شکست باور به این که فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و این که شکست برای او اجتناب ناپذیر است.

فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل، شغل و ورزش، ..) غالبا احساس بی کفایتی می کند. اغلب شامل این باور است که شخص دیوانه، بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران، موفقیت کمتری دارد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

محدودیت های مختل نقص در محدودیت های درونی، احساس مسئولیت در قبال دیگران با جهت گیری نسبت به اهداف بلندمدت زندگی.

این طرحواره ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران، همکاری با دیگران، تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که به جای انضباط، مواجهه مناسب، محدودیت های منطقی، مسئولیت پذیری، همکاری متقابل و هدف گزینی؛ وجه مشخصه آنها، سهل انگاری افراطی، سردرگمی، یا حس برتری است. در برخی موارد، کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی و معمولی را تحمل کند یا این که ممکن است هدایت، جهت مندی و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

10. استحقاق/بزرگ منشی

فردی که چنین طرحواره ای دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سر و گردن، بالاتر است، حقوق ویژه ای برای خودش قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند، ندارد. اغلب بر این نکته پافشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او می خواهد برایش فراهم کنند، بدون توجه به این که آیا درخواست او منطقی است، چه چیزی از نظر دیگران معقول است، یا این که چه هزینه ای برای دیگران دارد. چنین افرادی برای این که بتوانند کسب قدرت کنند و یا دیگران را کنترل نمایند، تمرکز افراطی بر برتری جویی (برای مثال موفق ترین، با استعداد ترین و ثرروتمند ترین شدن) دارند (هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش از سوی دیگران نیست). گاهی اوقات برای این که فرد بتواند تمایلات خود را ارضاء کند، بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آنها، به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

11. خویشتن-داری و خود- انضباطی ناکافی

مشکلات مستمر در خویشتن-داری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دستیابی به اهداف شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها. در شکل های خفیف تر ان، بیمار به شدت از ناراحتی اجتناب می کند. فردی که چنین طرحواره ای دارد، درد را تحمل نمی کند، از مسئولیت پذیری پریزان است ، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمی گیرد. این عوامل باعث می شود از رضایت شخصی، تعهد و انسجام شخصی چنین فردی جلوگیری شود. 

دیگر جهت مندی تمرکز افراطی بر تمایلات، احساسات و پاسخ های دیگران به گونه ای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود. این کار به منظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد. در این طرحواره ها، فرد معمولا هیجانات و تمایلات طبیعی خود را واپس می زند و نسبت به آنها ناآگاه است. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیند که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند: کودک به منظور دستیابی به توجه، عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم شخصیت خود را در بسیاری از این خانواده ها، نیازها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی، در مقایسه با نیازها و احساسات کودک، ارزش بیشتری دارند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

12. اطاعت احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران.

این کار معمولا برای اجتناب از خشم، محرومیت، یا انتقام صورت می گیررد. دو نوع از مهم ترین اطاعت ها غبارتند از: الف)اطاعت از نیازها: واپس زنی تمایلات، تصمیمات و ترجیحات شخصی. ب)اطلاعت از هیجان ها: واپس زنی هیجانات شخصی بویژه خشم. معمولا این طور به نظر می رسد که تمایلات، عقاید و احساسات فرد، فاقد ارزشند یا برای دیگران اهمیت ندارند. این طرحواره، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران تجلی می یابد. این طرحواره به طور کلی منجر به خشمی می شود که در قالب یکسری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل-پرخاشگرانه، طغیان های عاطفی کنترل نشده، علایم روان تنی، کناره گیری از عواطف، برون ریزی و سوءمصرف مواد آشکار می شود(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

13. ایثار تمرکز افراطی بر ارضاء نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارتند از: جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران، جلوکیری از احساس گناه ناشی از خود خواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود. چنین طرحواره ای منجر به این احساس می شود که نیازهای فرد ایثارگر به قدر کافی ارضاء نمی شوند و همچنین باعث رنجش افرادی می شود که او از آنها نگهداری می کند(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

14. پذیرش جویی/جلب توجه تاکید افراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود.

احساس ارزشمندی فرد، بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاهی اوقات این طرحواره با تاکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دستیابی فرد به تایید، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تایید، تحسین، توجه دیگران، کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست). این طرحوارهف اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیر قابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی می شود یا این که منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به طر می گردد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394). 

گوش به زنگی بیش از حد و بازداری تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات، تکانه ها و انتخاب های خود انگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط نزدیک و سلامتی می شود. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که در آنها عصبانیت، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود: در این خانواده ها، بر عملکرد عالی، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی، پیروی از قوانین، پنهان سازی هیجان هاف اجتناب از اشتباه تاکید می شود، در عین حال که به لذت، خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولا در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد، بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند، همه چیز از هم می پاشد(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

15. منفی گرایی/بدبینی تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه، خیانت، کارهایی که اشتباه انجام می شوند و ... ) همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه زندگی یا غفلت از آنها.

این طرحواره معمولا شامل انتظارات افراطی در طیف وسیعی از موقعیت های کاری، مالی و بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است. اغلب باعث ترس غیر معمول از اشتباه کردن می شودف اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی، فقدان، تحقیر و سر افکندگی یا گیر افتادن در یک موقعیت بد بشود. از انجا که نتایج منفی بالقوه چنین حالت هایی، اغراق آمیز است، مشخصه این بیماران، نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفی است(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

16. بازداری هیجانی

بازداری افراطی اعمالف احساسات و ارتباطات خود انگیخته که معمولا به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. معمولی ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال می شود عبارتند از: الف)بازداری از بروز خشم و پرخاشگری. ب)بازداری از بیان تکانه های مثبت (از قبیل خوشحالیف محبت، برانگیختگی جنسی و بازی). ج) بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیازهای شخصی. د)تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

17. معیارهای سرسختانه/عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه دربازه رفتار و عملکرد خود ف باید کوشش فراوانی به خرج دید و این کار معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کنند و توقع دارند کارها را با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان انجام شوند. این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود و معمولا به شکل های زیر بروز می کند: الف)بی نقص گرایی، توجه غیر معمول به جزئیات یارازیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران. ب) قوانی غیر قابل انعطاف و باید ها، در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیارهای بالا و غیر واقع بینانه اخلاقی، فرهنگی و مذهبی. ج)دغدغه زمان و کارامدی به منظور انجام کار بیشتر(یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).

18. تنبیه

باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان،شدیدا تنبیه شوند. اغلب شامل احساس خشم، نابردباری و بی صبری نسبت به کسانی (از جمله خود فرد) است که طبق معیارها و انتظارات او عمل نکردند. معم.لا این گونه افراد، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آنها، نمی توانند از اشتباهات خودشان و دیگران چشم پوشی کنند (یانگ و همکاران،2004؛ ترجمه حمید پور و اندوز،1394).